معرفی رشته علوم اعصاب شناختی

 

  معرفی رشته علوم اعصاب شناختی

  علوم اعصاب شناختی یک نظام علمی کاملاً جوان، لیکن به سرعت در حال رشد می باشد که هدفش پاسخ  به این پرسش فریبنده است که چگونه مغز (یا به شکل کلی تر جسم) ذهن را شکل می دهد، چگونه مغز خود را قادر به تفکر، طرح ریزی، یادآوری، درک سایرین، دیدن، شنیدن و حرکت در دنیای اطراف می سازد. حل مسئله ای که مسئله ذهن- جسم خوانده شده، از یونان باستان، تلاش اصلی فیلسوفانی همچون افلاطون بوده است، اگرچه تعدادی از فیلسوفان اولیه به اشتباه مغز را به عنوان عضوی در نظر می گرفتند که صرفاً مسئول سرد نگه داشتن بدن است، نه محل افکار، خاطرات، هیجانها و انگی

زش. امروزه این مجموعه اعمال به عنوان شناخت در نظر گرفته می شود. در حال حاضر، با کمک انواع فناوری­های نوین ، به شکل روز افزونی این امکان فراهم شده است که بر پایه های عصبی عملکردهای شناختی نوری افکنده شود.

 

 

     بنابراین در علوم اعصاب شناختی هدف توصیف پایه عصبی فرایندهای شناختی و بطور طبیعی فهم مکانیسم های نرونی زیرساز آنهاست که به درک بهتر از ماهیت فرایندهای شناختی منجر خواهد شد. نظام نسبتاً جوان علوم اعصاب شناختی بطور خاص به کمک رشد سریع روشهای غیر تهاجمی تصویربرداری نرونی در طی چند دهه گذشته پدید آمده است. این روشها به محققین اجازه می دهد که فعالیت مغزی افراد بهنجار را، در حالیکه آنها مشغول انجام تکالیف گوناگونی ادراکی و شناختی اند، کمک کنند. رشد روشهای تصویربرداری عصبی کارکردی غیرتهاجمی، در اوایل قرن 20 با الکترو انسفالوگرافی شروع و سپس در انتهای قرن 20 به سرعت به فهرستی از روشها بسط یافت. این روشها شامل، توموگرافی نشر پوزیترون، مگنتو آنسفالو گرافی، تصویر برداری تشدید مغناطیسی کارکردی، طیف نگاری نزدیک به ماوراء قرمز، و تحریک مغناطیسی ترانس کراینال، که در نهایت منجر به ظهور علوم اعصاب شناختی به عنوان یک نظام سریعاً درحال گسترش گردید. در حال حاضر در بخش علوم اعصاب شناختی گروه روانشناسی این دانشکده دانشجویان این رشته جهت انجام پژوهش های خود به غیر از استفاده از ابزارها و آزمون های رفتاری شناخت، از روش غیر تهاجمی الکترو آنسفالو گرافی(QEEG و ERP) استفاده می کنند.